شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ جثه اش خيلي کوچک بود اوايل که توي سنگر مي خوابيد، . بعضي شب ها توي خواب و بيداري مي گفت: . ماماني آب...! ماماني آب ! . بچه ها مي خنديدند و يک ليوان آب مي دادند دستش . صبح که بيدار مي شد وبچه ها جريان را مي گفتند انکار مي کرد.. . " اللهم ارزقنا توفيق الشهادة في سبيلک "
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top